تبليغاتX
Contrast | كنتراست
 

My mind is full of images, tiled together producing an exteme contrast. The existance of contrast is a necessity. without it there would be no beauty in any art perceived by us.


 

آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387

:: My View ::
دیلاق پتیاره
وازه فروش
دل و دلدار
افاضات
سيگار و اسپرسو
زندگی بانو
تف به این زندگی
single player
احمقانه
دنیای دیوانگی
پیاده با خدا
زندگی سپیده
هشل الهفت
سلام نمی کنه
پیپ خوشبختی
سدب
راه رفتن مرد مرده
شكلات داغ
SelF . Odd GiRl
دخترک اوریجینال!
سیب من
دخترك
فريار
روسپیگری
با قانون زیر پوش
افیون
اسكيس
آتشکده
شیب زیاد قدغن
جهنم سرد
گاه و بی گاه
حامد
یه آدم تنها
زولیان
میعاد در لجن
دختری به نام سگ
اینجا نیست
پسر آبستن
مطرود
چوغوکی
شاه آمفاکتوس
عصيان
نصف سینما/ تئاتر
زندگینامه من
کاسنی
هامون
in your arms
ميوه ممنوعه
zixak
حرفهای نه چندان مهم
چند نفر نا خوش
ملك الدوله
بیف استراگانف
گند زده
وبلاگ جالب من
کچل
دیوار
سکوت
جمجمه
زن سان
نوشته های مرگوار
مرموزترین مخلوق خدا
اعترافات
میلاد
دختر ترشیده
يله
LOCO
مارکوپولو
ضد خاطرات
پرنسس

rss
 

 

2008/6/17

از باغ بابا بزرگ یه سبد غوره می چینم....

وقتی آبش رو گرفتم تفالش رو  دور نمی ندازم...

آخه از همین تفاله هاش میشه سماخ درست کرد...

 

2008/6/15

آخرین ۲۴ ساعت:

تو ساعتهای اولیه می شینم غصه می خورم ...

بعدش سعی می کنم با خودم کنار بیام و میشینم وصیت نامه می نویسم!

مامانم  رو بغل می کنم...دست بابام  رو می بوسم....هر چیزی رو که داشتم و چشم داداشام دنبالش بوده ...بهشون  می بخشم!

بعدش یه نوبت آرایشگاه می گیرم .چون  می دونم وقتی مردنم رنگ رو پریده میشم....می خوام  همه بگن خدا بیامرز حالا که  مرده بود عین فرشته ها شده بود!

بعد از اون چند تا آدم اهل دل و دلی رو واسه روحیه دعوت  می کنم که این دم آخری رو بشینیم...بگیم..بخندیم...بزنیم...بخونیم ...خوش  باشیم!

مممونم از سینگل پلیر که  من رو به این بازی دعوت  کردند!

 

2008/6/15

ممنون از صابر! بابت قالب!

مرسی از امید !بابت ترجمه!

 

2008/6/12

دلم می خواست سقف وجدانم رو ایزوگام می کردم تا وقتی  که تگرگ های سنگین و درشت  از آسمون سیاه تو به من می باره  به چشمام نم نده!

 

2008/6/10

دلم می خواد رئیس جمهورمون رو بفرستم کلاس زبان! طی یه دوره  کاملا فشرده!

 

2008/6/9

بدین وسیله به اطلاع می رسانم که اینجانب ف.پ جهت جلوگیری از انقراض نسل پسران فامیل به اولین مورد  اعم از مناسب یا غیر مناسب جواب مثبت خواهم داد!

 

2008/6/8

همیشه می گفتن که:" علف باید به دهن بزی شیرین بیاد!"

با شناختی که من از بزی دارم ....

فکر می کنم این روزا بزی حس چشاییش رو  از دست داده!

 

2008/6/5

اگه آدم کشتن به اندازه ی سوسک کشتن راحت بود من تا الان خیلی ها رو کشته  بودم!!!

 

2008/5/31

اینجوری نگاش نکنین که اینقدر خموش و با وقار  نشسته....تو فلان قبرستون دنیا تحصیل کرده....شیفته رفتار و منش و کراواتش  میشی به راحتی!

عصبانی که بشه با ۱۲ زبون زنده ی دنیا در مورد خواهر و مادرت صحبت می کنه!

 

 

2008/5/31

۱۱ خرداد!

سالگرد ازدواج مامان و بابا!

با یه کادوی جینگیلی خواستم بگم هنوز جوونن و اینا!

به این فکر کردم که من می تونم n سال یکی رو در رکاب تحمل کنم. یا برعکس!

 

 

 

2008/5/30

تولد شادی !

همه جا تاریک!

صدای سوت و کف- هیاهو!

فشفشه !

دستمال رقص با سکه های آویزوون نقره ای!

نانسی عجرم!

چرخش اندام!

بی شک روح جمیله با ما بود!

تولدت مبارک!

 

2008/5/26

قربون مرام و مسلک حافظ که هیچ وقت آدم رو نا امید نمی کنه!

 

2008/5/25

من می خوام يه كاری كنم! يه كار بزرگ!

 می خوام همه چيز رو تغيير بدم.  همه چيز رو خوب كنم.  سر ته این زندگی تا حد زیادی بستگی به چگونه سپری شدن همين روزها داره. می تونه به گند کشیده شه یا نشه !

می خوام  یادم بیاد که همیشه یه چیز خوب تو وجودم داشتم و اونم اینکه خود ساخته ی افکار خودم  بودم!و بلند پرواز!

اعتراف می کنم که  آدمایی که با خصوصیات خاص خودشون  تو نظرم جالب بودند. تنها چیزی که اونا او متفاوت کرده بود همین  افکارشون بود.

سعی می کنم یادم بیاد که چند سال پیش چه تصویر رنگارنگ و قشنگی از آینده داشتم!هنوز اون اندازه ای نشدم که بخوام این غرور رو زیر پا له  کنم و حس کنم که دارم کیف دنیا رو می کنم!

همیشه واسم رسیدن به هر چیزی- هر کسی - هر جایگاهی اگه واسم غرورشو از دست بده انگار حرمتشو از دست داده!نسبت به به دست آوردنشون دلسرد میشم!باید اعتقاد داشت که:

  
                  " اگر فكر كنيد می توانيد يا فكر كنيد كه نمی توانيد، در هر دو صورت حق با شماست."


پ.ن: اينها را نوشتم تا اين جرقه ماندگار شود.حتی در لحظه ای که به نقطه ای می رسم که شک می کنم اینها را من نوشته باشم!

 

2008/5/23

 

هر فكری كه الآن در سر دارم
مفت سگ هم نمی ارزد، چون
كاملاً قاتی كرده ام.

                                        ریچارد براتیگان

 

2008/5/21

این روزهامو اگه  تونستم تحمل کنم  و دووم بیارم که هیچی!

ولی اگه نتونستم روی قبرم بنویسید :

" دوشیزه ی بارداری که براثر زایمان زود هنگام  غصه هایش سر زا رفت!!!!"

های رفیق ! دیگه سفارش نکنما!!!

 

 


 

 

Design by : SABER

? 2008 Contrast2160.Blogfa.Com