!هم شوق سفر را دارم
!و هم قصد گذر
ای زوج جوان!
!!!شما نیز مانند اکثر زوج های این مرزو بوم به یکدیگر عادت کنید تا خوشبخت شوید
!نرسیدن به رویاهامون هیچ وقت به مرگ تدریجی رویاهامون نمی ارزه
!باید بمونند تا همیشه
!همون قدر بزرگ و دست نیافتنی
طرز نگاهش توجه همه رو به خودش جلب می کنه!
نگاهش رو که دنبال می کنم می رسم به سینه و باسن و مچ پاهای مادگانی که روی سن می رقصن!
کاش از عشق دم نمی زدی...
تو عمق چشات نگاههای سرکوب شده ی عربی رو میشه دید که تمام لذتش دریدن باکرگی دختران است.
حیف از اون پریزادی که جسم و روحش آرامگاه شبهای توئه!
حیف از اون پریزادی که جسم و روحش آرامگاه شبهای توئه!
حیف از اون پریزادی که جسم و روحش آرامگاه شبهای توئه!
حیف از اون پریزادی که جسم و روحش آرامگاه شبهای توئه!
وقتی معترض می نویسم...
وقتی داد و هوار راه می ندازم....
احساس می کنم از نجابت حرفام کم می کنه!
از لام تا کام بشینم اینجا و حرفی نزنم راه به جایی نمی بره که نمی بره....
کار از کار هم که بگذره دیگه گذشته....زر زر کردنو ....کاش کاش راه انداختن فایده ای نداره...غصه واسه اینکه یه روز دیگه تقویم زندگیم افتاده تو آب!!!
روحم ...فکرم ....بخاطر شوخی مسخره یه * ... ماهاست که زوال رفته که رفته!!!!
رویه سکو ایستادم با یه حرکت اضافه میشه سکوی شیرجم ....یا برعکسشم می تونه باشه....یه سکوی پرواز!
شاید اگه دیروز جایی بودم که به اینترنت دسترسی داشتم نوشتم 180 درجه فرق می کرد...حالا باید جوری دیگه ای بود به قاعده ی یه من ماست پر چرب ....البته نه به سفیدیه مطلق ماست!سفید سفید که بشه همه چی عادی میشه...که نمی طلبه!
افکارو باید ثبت کرد تا مبادا مثل آستون توی شیشه ی خودش بپره....
از نگفته هام حرفامو بشنو و برو....
حتی اگه نشه كه بشه!
يا اينكه بهتر بشه!
همان هستم که هستم...
مطمئن باش...
من الان خیلی آرومما!!!
اگر دو دهه ی دیگر بگذرد دیگر کسی این باور های امروزی را نخواهد داشت!
(نی چه)