آخرین ۲۴ ساعت:
تو ساعتهای اولیه می شینم غصه می خورم ...
بعدش سعی می کنم با خودم کنار بیام و میشینم وصیت نامه می نویسم!
مامانم رو بغل می کنم...دست بابام رو می بوسم....هر چیزی رو که داشتم و چشم داداشام دنبالش بوده ...بهشون می بخشم!
بعدش یه نوبت آرایشگاه می گیرم .چون می دونم وقتی مردنم رنگ رو پریده میشم....می خوام همه بگن خدا بیامرز حالا که مرده بود عین فرشته ها شده بود!
بعد از اون چند تا آدم اهل دل و دلی رو واسه روحیه دعوت می کنم که این دم آخری رو بشینیم...بگیم..بخندیم...بزنیم...بخونیم ...خوش باشیم!
مممونم از سینگل پلیر که من رو به این بازی دعوت کردند!